امروز : چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ برابر است با Wednesday 13 December 2017 | درباره ما | تماس با ما

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

انتخابات | انتخابات قزوین | سایت انتخابات قزوین | اخبار انتخابات شورا قزوین

استانداری قزوین | سایت استانداری قزوین

اخبار بوئین زهرا

اخبار قزوین

خبر قزوین

دانشگاه آزاد بوئین زهرا

شبکه اجتماعی

کلوپ

وبلاگ

  • تاریخ انتشار خبر : پنج شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۲ ۱:۴۸:۵۰ | کد خبر : 2995
  •  

    تاک پرس: : عده ای از دولت خاتمی برای ایجاد فضای فرهنگی که با رشد رسانه های کشور و هنری همراه بود، راضی اند و عده ای معتقدندخاتمی حوزه های فرهنگی را به آشفتگی و ولنگاری کشاند.

    به گزارش تاک پرس به نقل از ماهنامه همشهری ماه: با در نظر گرفتن جمیع این مسائل، این جمع‌بندی به‌ دست می‌آید که احمدی‌نژاد از نظر سیاسی در دوره دوم ریاست‌ جمهوری‌اش در لغزنده‌ترین حالت ممکن است. شاید اگر تدبیرهای ویژه در کار نبود، تاکنون استیضاح وی نیز در مجلس نهایی شده بود.
    بولتن نیوز به نقل از همشهری ماه: ماهنامه همشهری ماه در آخرین شماره خود طی گزارش به بررسی عملکرد سه دولت هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد اشاره کرده است که در بخشهایی از آن آمده است:
    هنر دولت سازندگی در آن شرایط این بود که اولا بین روحیه دوران جنگ و پس از آن تعادل برقرار کند و ثانیا به زیرساخت ها توجه کند؛ همچنین نجات اسرای جنگ و پیگیری اجرای قطعنامه ۵۹۸ و رسیدگی به آسیب دیدگان جنگ، ازجمله موارد فوریتی و اولویت دار بود.
    عده ای از دولت خاتمی برای ایجاد فضای فرهنگی که با رشد رسانه های کشور و هنری و غیره همراه بود، راضی اند و عده ای معتقدند دولت خاتمی حوزه های فرهنگی را به آشفتگی و ولنگاری کشاند.
    با در نظر گرفتن جمیع این مسائل، این جمع بندی به دست می آید که احمدی نژاد از نظر سیاسی در دوره دوم ریاست جمهوری اش در لغزنده ترین حالت ممکن است.

    متن کامل گزارش ماهنامه همشهری ماه در خصوص عملکرد هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد:

    ۱هاشمی
    هاشمی در شرایط دشواری، اولین کابینه خود را در سال ۶۸ تشکیل داد که این دشواری مربوط به پایان جنگ بود. همان طور که دولت سوم و چهارم نیز اداره کشور را در شرایط دشواری پیش برده بود، دولت پنجم نیز که پس از پایان جنگ بر سر کار آمد، کار خود را در شرایط ویژه ای آغاز کرد؛ که بدون تردید نام دولت «سازندگی» نیز بر همین اساس انتخاب شد.

    به عبارتی می توان گفت «سازندگی» ماموریت هر دولتی است؛ که پس از جنگ روی کار می آید.
    مردم نیز پس از هشت سال دفاع مقدس، دغدغه سازندگی کشور را داشتند. یکی از اهداف انقلاب اسلامی، سازندگی کشور به جای ویژه خواری ها و همچنین توسعه عدالت محور در همه مناطق بود که با توجه به اولویت های دولت در ۱۰ سال اول انقلاب اسلامی که بیشتر روی جنگ و حفظ اقتصاد کشور در شرایط دشوار جنگی تاکید می شد، امکان تمرکز روی این مهم و ساختن اقتصادی پویا در کشور وجود نداشت.

    اکنون قرار است دولتی پس از جنگ تشکیل شود که افکار عمومی از آن انتظار دارد، وضعیت کشور را تثبیت کند. طبیعتا سازندگی و ساختن زیرساختهای نابود شده اقتصادی در دوران جنگ نیز یکی از همین شرایط تثبیت است.
    البته آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی، در دیدار ۸ شهریورماه سال ۶۸ با اعضای هیات دولت در اولین سال تشکیل دولت آیت الله هاشمی، ضمن تاکید بر رسیدگی به وضعیت اقتصادی مردم به اعضای هیات دولت تاکید کرده بودند: «گشودن گره هایی از زندگی ملتی که هشت سال جنگ را پشت سرگذاشته و مشکلات و فشارهای جهانی را تحمل کرده است؛ به معنای دوری از معنویات و آرمان ها نیست.»
    به هر حال، هاشمی رفسنجانی تفکر اقتصادی دولت خود را بر مبنای حضور افراد فنی و مسلط به حوزه اقتصاد یا همان «تکنوکرات ها» پیش برد.
    حضور نوربخش در راس وزارت اقتصاد، بیژن نامدار زنگنه در وزارت نیرو، نعمت زاده در وزارت صنایع، آقازاده در وزارت نفت، کلانتری در وزارت کشاورزی، محلوجی در وزارت معادن، نژادحسینیان در صنایع سنگین و وهاجی در وزارت بازرگانی، رنگ و بوی کابینه نخست هاشمی رفسنجانی را اقتصادی کرده بود.
    از سوی دیگر، هاشمی در کابینه اول، افرادی از جناحبندی های گوناگون سیاسی را در کابینه خود وارد کرد. هرچند در آن زمان، هنوز جناحبندی های سیاسی به شکل کنونی وجود نداشت؛ ولی هاشمی رفسنجانی به عنوان کاندیدای جامعه روحانیت مبارز، پیروز انتخابات ریاست جمهوری شده بود و این در حالی بود که در این زمان، مجمع روحانیون مبارز با تشکیلات مستقل فعالیت می کرد که در این انتخابات از کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی حمایت کرد.

    از سوی دیگر، برخی جناحبندی ها که در پی اختلاف بر سر نخست وزیری در کابینه دولت چهارم ایجاد شده بود، نیز در این زمان مرزبندی های خاصی ایجاد کرده بود. با این حال تلاش هاشمی در تشکیل کابینه اول، استفاده از طیف بندی های گوناگون بود، به شکلی که سید محمد خاتمی تا سال ۱۳۷۰ در پست وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار داشت ولی پس از استعفای وی، سکان این وزارتخانه به علی لاریجانی که خط مشی سیاسی متفاوتی داشت سپرده شد.

    در سایر پست های کابینه نیز، از یک سو افرادی چون عبدالله نوری، نجفی و معین حضور داشتند و از سوی دیگر ولایتی، علی لاریجانی و فلاحیان به ترتیب در پست وزیر امور خارجه، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزیر اطلاعات قرار گرفته بودند.
    شاید دلیل این کار علاوه بر تلاش هاشمی در استفاده از همه فکرها و سلایق در دولتی که به دنبال تثبیت شرایط کشور پس از جنگ است، به همزمان بودن این دوره با فعالیت مجلس سوم نیز بازمی گردد. مجلس سوم که ریاست آن تا قبل از انتخاب هاشمی به عنوان رئیس جمهور با خود وی بود، اکثریتی داشت که به سمت نیروهای چپ موسوم به نیروهای خط امام(ره) و مجمع روحانیون مبارز متمایل بود و شاید از این حیث، هاشمی تمایل داشت که از نیروهای چپ در کابینه خود استفاده کند.

    از سوی دیگر، حضور نیروهای راستگرای سنتی در کابینه وی نیز کم نبود و از این حیث، هاشمی سعی کرده بود دولت سازندگی را از نظر سیاسی به شکل متعادل چینش کند.
    شاید از نظر یک تحلیلگر یا مفسر، این سیاست میتوانست سیاست خوبی برای یک دولت که پس از جنگ تشکیل شده و سازندگی را الگوی خود قرار داده باشد ولی این چینش مشترک عملا هر دو گروه را ناراضی کرد.

    حضور سید محمد خاتمی و دیگر افراد متمایل به چپ های سیاسی در کابینه اول، راستگرایان سنتی را به شدت ناراحت کرده بود و از آن سو، چپ های سیاست ایران نیز که اکثریت مجلس سوم را در دست داشتند، انتقاداتی از چینش کابینه داشتند. البته نقطه بروز این اختلافات و مشکلات، در دوره اول هاشمی نبود.
    ازنظر اقتصادی، دولت اول هاشمی با شرایط کسری بودجه شدید نزدیک به ۵۰درصد مواجه بود که توانست شرایط بودجه را در طول دوران هشت ساله به توازن تبدیل کند. از سوی دیگر، ترکیب بودجه و هزینه های دولت به نفع طرح ها و هزینه های عمرانی تغییر کرد و این مساله افتتاح و راه اندازی طر ح های بزرگ عمرانی در هشت سال ریاست جمهوری وی را به دنبال داشت.
    دولت اول در کنار اقدامات مثبتی که در سطح کلان اقتصاد کشور انجام داده بود، در پایان دوره اول با مشکلات سیاسی خاصی دست و پنجه نرم کرد. هاشمی که انتخاباش برای چهارسال اول با اجماعی در بین همه گروه های سیاسی همراه بود، در حالی برای انتخابات بعدی آماده می شد که از آن اجماع دیگر خبری نبود.

    از یک سو جناح چپ که تعداد زیادی از کاندیداهایش در انتخابات مجلس چهارم رد صلاحیت شدند، در این انتخابات بیشتر موضع سکوت و در برخی مواقع انتقاد از هاشمی را در پیش گرفتند.
    مجمع روحانیون مبارز که در انتخابات پنجم ریاست جمهوری(چهارساله اول هاشمی) به نفع هاشمی موضع گیری کرده بودند، در انتخابات ششم موضع سکوت در پیش گرفتند. روزنامه سلام که روزنامه نزدیک به جناح چپ ایران بود؛ نیز انتقادات تندی نسبت به عملکرد دولت هاشمی رفسنجانی مطرح می کرد.
    از سوی دیگر، راستگرایان سنتی ایران به نظر می رسید بهترین گزینه ممکن را ادامه کار اکبر هاشمی رفسنجانی می دانستند، ولی برای حمایت خود شرط و شروط داشتند که مهمترین آن مربوط به چینش کابینه بود.

    با وجود حضور احمد توکلی در این انتخابات که وی نیز انتقادات تندی به هاشمی رفسنجانی وارد کرد، اکثر گروه ها و تشکل های جناح راست از اکبر هاشمی رفسنجانی حمایت کردند.
    جامعه روحانیت مبارز که هاشمی رفسنجانی به عنوان یکی از اعضای شورای مرکزی آن شناخته میشد، از هاشمی حمایت قطعی و کامل کرد.
    همچنین جامعه مدرسین حوزه علمیه از هاشمی حمایت کرد، ولی حمایتی مشروط و منتهی به اما و اگرها. بیشترین انتقاد جامعه مدرسین حوزه علمیه به اعضای کابینه هاشمی بود به گونه ای که شرط اول آنها این بود که کابینه دولت جدید هاشمی از بین کسانی تشکیل شود که به مبانی و اصول اسلام، اصول انقلاب، ولایت فقیه، روحانیت، مرجعیت و ایستادگی در برابر جهان خواران، مخصوصا آمریکا ایمان داشته باشند.
    از نکات قابل توجه دیگر در حمایت جامعه مدرسین از هاشمی، امضای بیانیه توسط آیت الله فاضل بود. این در حالی است که معمولا بیانیه های این تشکل با امضای آیت الله مشکینی منتشر می شد.
    حزب موتلفه اسلامی نیز، در حالی که انتظار می رفت از کاندیداتوری احمد توکلی حمایت کند، اعلام کرد از کاندیدای مورد حمایت جامعتین حمایت می کند.
    توکلی در تبلیغات انتخاباتی اش، رشد بی عدالتی اقتصادی و رفاه طلبی دولت را عامل بسیاری از مشکلات کشور می دانست و در این راستا انتقاداتی به عملکرد هاشمی رفسنجانی وارد کرد.
    در نهایت انتخابات ششمین دوره ریاست جمهوری در سال ۱۳۷۲ با پیروزی هاشمی رفسنجانی پایان یافت ولی این انتخابات یک تفاوت عمده با انتخابات های ریاست جمهوری پیشین داشت و آن رای بالاتر از حد انتظار نفر دوم انتخابات یعنی احمد توکلی بود.

    وی در این انتخابات حدود ۴ میلیون رای آورد؛  که بسیار فراتر از حد انتظار بود. رای ۴ میلیونی توکلی که برای اولین بار در انتخابات ریاست جمهوری برای نفر دوم رقم می خورد یک تحلیل بزرگ در پس خود داشت. توکلی برخلاف جاسبی و طاهری، رقیب منتقد هاشمی رفسنجانی بود و ۴ میلیون رای وی نشان داد که سیاست های هاشمی در جامعه منتقدان زیادی دارد.
    واقعیت این بود که رای هاشمی نسبت به دوره قبل ریزش کرده بود؛ که این مساله نشاندهنده نارضایتی بخش هایی از جامعه بود.
    برخی کارشناسان، بروز این مساله را به دلیل توجه محض دولت هاشمی به فعالیت های زیربنایی و عمرانی و همچنین مشکلات زیاد اقتصادی از جمله کسری بودجه که با آن روبه رو بود، می دانستند. برخی کارشناسان اقتصادی نیز معتقد بودند، تاثیر مثبت اقدامات زیربنایی در حوزه اقتصاد خرد، زمان بر بوده و نیاز به زمان بیشتری برای بررسی نتایج آن وجود دارد.
    در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری، یادگار امام(ره) حجت الاسلام سید احمد خمینی، رئیس جمهور منتخب را به ناچیز شمردن قدرت خود و همه قدرتمندان مادى در برابر قدرت کامله الهى، حفظ موضع مستحکم همیشگى خود در برابر دشمنان، مخالفان و بدخواهان و همچنین گزینش همکاران و مدیران با این معیارها توصیه کرد.

    مقام معظم رهبری نیز توجه به عدالت اجتماعی را به مسوولین دولت گوشزد کردند: «سیاست های اساسی در نظام اسلامى، عبارت است از رفاه عمومى و عدالت اجتماعى. فرق عمده ما با نظام هاى سرمایه دارى همین است.»
    هاشمی کابینه دوم خود را با حفظ ۱۳ نفر از ۲۲ وزیر کابینه اول و تغییر ۹ وزیر تشکیل داد. لاریجانی که با حکم مقام معظم رهبری به عنوان رئیس صداوسیما انتخاب شده بود، از وزارت فرهنگ و ارشاد کنار رفت و میرسلیم جانشین او در این سمت شد.
    نوربخش نیز وزارت اقتصاد و دارایی را ترک کرده و به عنوان رئیس کل بانک مرکزی منصوب شد. علاوه بر این دو تغییر، هفت تغییر دیگر در کابینه دوم نسبت به کابینه اول به وجود آمد که مهمترین آن، حذف معین و عبدالله نوری، از وزرای جناح چپ ایران از کابینه بود.
    در مجموع دولت دوم هاشمی، با اجماع کمتر در فضای سیاسی نسبت به دولت اول وی شکل گرفت و هاشمی رفسنجانی نیز در دولت دوم مانند دولت اول، سیاست توازن در کابینه و استفاده از وزن همه نیروهای سیاسی کشور را در پیش نگرفت که شاید دلیل اصلی، فعالیت مجلس چهارم با اکثریت متمایل به جناح راست از یک سو و فشار گروه های سیاسی در دوران انتخابات از سویی دیگر است.
    هر چه بود، دوره هشت ساله ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی در شرایطی به پایان رسید که دولت وی با نقاط قوت و ضعف بسیاری همراه بود. البته این نقاط قوت و ضعف از دید افراد مختلف، به شکل مختلف تحلیل می شود.
    حمید میرزاده، رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کل کشوردر این دوران از جمله کسانی که معتقد است دولت سازندگی در شرایط دشوار، شاخصه ای اقتصادی مثبتی برای کشور رقم زد «به کارگیری سیاست های تثبیت سبب شد نرخ تورم از ۴/۴۹ به ۲/۳۲ درصد در سال۱۳۷۵ کاهش یابد و در عین حال رشد تولید ناخالص داخلی از ۵/۴ به ۲/۵ درصد، رشد سرمایه گذاری از ۲/۳ به ۳/۸ درصد بالغ شده و نرخ بیکاری از ۶/۱۰درصد در سال ۱۳۷۴ به ۹درصد در سال ۱۳۷۵ تقلیل یافت.

    افزایش تراز بازرگانی خارجی به ۴/۷ میلیارد دلار، کاهش کل بدهی های خارجی و بهبود ساختار سررسید بدهی ها از دیگر موفقیتهای سال ۱۳۷۵ بوده است. همچنین بیش از ۶۰ سد مخزنی ساخته شد و توسعه شبکه های آبیاری و زهکشی و سایر اقدامات بخش کشاورزی سبب شد که محصولاتی نظیر گندم و محصولات زراعی رشد سالانه ای حدود ۶۰درصد را تجربه کنند.»
    یکی دیگر از اقدامات دولت هشت ساله هاشمی در حوزه اقتصاد، آغاز تهیه و تدوین برنامه های پنج ساله توسعه بود که این برنامه ها تا پایان برنامه سوم به طور جدی پیگیری شد؛ ولی پس از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد، توجه به این برنامه ها نیز به فراموشی سپرده شد.
    برخی منتقدان دولت سازندگی منکر فعالیت های زیربنایی دولت سازندگی نیستند؛ بلکه معتقدند سبک و شیوه فعالیت اقتصادی دولت هشت ساله هاشمی، فرهنگ نظام سرمایه داری را در کشور پیاده کرد و تلاش های این دولت اثرات فرهنگی نامناسبی داشت، که با تفکرات انقلاب اسلامی سازگار نیست.
    این گروه که بیشتر منتقدان اصولگرای دولت هاشمی هستند، معتقدند دولت های وی توسعه اقتصادی و رفاه را در پیش گرفت ولی در این بین، عدالت در توزیع ثروت و کاهش فاصله طبقه های اجتماعی را فراموش کرد.
    از سوی دیگر، منتقدان هاشمی در اردوگاه اصلاح طلبان نیز معتقدند، دولت هاشمی به سمت ایجاد فضای بسته سیاسی و امنیتی حرکت کرد. همچنین اواخر دوره دوم دولت هاشمی رفسنجانی با انزوای شدید سیاسی ایران در عرصه بین المللی همراه شد.
    محسن رضایی که در آن زمان فرماندهی سپاه پاسداران را به عهده داشت، معتقد است دولت هاشمی رفسنجانی در سیاست خارجی صدور انقلاب را متوقف و در سیاست داخلی فضای باز سیاسی و نقد را محدود کرد.

    هرچند برخی حذف وزرای متمایل به جناح چپ کابینه در دولت دوم را عامل کاهش فشار و افزایش توان دولت در پیشبرد برنامه های اقتصادی می دانند، ولی در مجموع دولت اول هاشمی رفسنجانی از نظر اجماع سیاسی حاصل شده تشکیل آن، عملکرد و کارنامه بهتر نسبت به دولت دوم وی دارد.
    خود آیت الله هاشمی نیز چنین نظری دارد. وی در گفت وگو خود با همشهری ماه که در شماره های قبلی نشریه منتشر شده گفته بود: «اولین دوره ریاست جمهوری من یعنی از سال ۶۸ تا ۷۲ در بین همه ادوار ریاست جمهوری چون از جنگ فارغ شده بودیم و به سازندگی رو آوردیم بهتر است؛ البته به دو دلیل: اول اینکه خودم رئیس جمهور بودم و به کرات از عملکردم دفاع مستند می کردم و دوم جدای از این، در سال ۶۸ در حالی ریاست جمهوری را قبول کردم ، که بودجه کشور به صورت رسمی ۵۱درصد کسری داشت.

    زیرساخت های کشور مثل راه، بندر، پالایشگاه و سد یا وجود نداشت یا بسیار قدیمی بود یا اینکه در معرض حملات دشمن قرار گرفته بود و مهمتر از همه، مردم پس از هشت سال دفاع مقدس و تحمل رنج ها و کمبودها، به حق از نظام انتظار داشتند که برای رفاه آنها کاری انجام شود.

    هنر دولت سازندگی در آن شرایط این بود که اولا بین روحیه دوران جنگ و پس از آن تعادل برقرار کند و ثانیا به زیرساخت ها توجه کند؛ همچنین نجات اسرای جنگ و پیگیری اجرای قطعنامه ۵۹۸ و رسیدگی به آسیب دیدگان جنگ ازجمله موارد فوریتی و اولویت دار بود.

    نویسنده: روح الله خانی

    انتهای متن/9110/1007/ص/ق

    برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال تاک پرس در تلگرام شوید.
  • برچسب ها :
  • نظرات کاربران در "دغدغه هائی که دولت ها را در خلاف مسیر انقلاب قرار داد"

    نظرات