امروز : چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ برابر است با Wednesday 7 December 2016 | درباره ما | تماس با ما

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

انتخابات | انتخابات قزوین | سایت انتخابات قزوین | اخبار انتخابات شورا قزوین

استانداری قزوین | سایت استانداری قزوین

اخبار بوئین زهرا

اخبار قزوین

خبر قزوین

دانشگاه آزاد بوئین زهرا

شبکه اجتماعی

کلوپ

وبلاگ

  • تاریخ انتشار خبر : چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۴ | کد خبر : 31184
  • سلسه سخنرانی های حجت الاسلام کریمی/قسمت اول
    قسمت فراموش ناشده زندگی ما، ارتباط با خداوندست، یعنی اگر ما در زندگی حتی بخواهیم دنیای بهتر و با آرامش بیشتری داشته باشیم، به اینکه با خداوند انس داشته باشیم، محتاجیم و زمانی که خواستیم از دنیا برویم به این نیازمندیم که انس خود را با خدا در قبر به ملائک عرضه کنیم.

    به گزارش تاک پرس، حجت الاسلام کریمی رئیس اداره تبلیغات اسلامی تاکستان در سخنرانی شب گذشته خود در ماه مبارک رمضان با اشاره به مناجات شعبانیه عنوان کرد: سجع و ردیف و قافیه و زیبایی متون مناجاتی ما را که نگاه کنید، متوجه می شوید که هنرمندانه و عاشقانه صحبت می کند. متاسفانه ادبیات عاشقانه در این زمانه بسیار سخیف شده است! زمانی اگر حافظ می خواست نَرد عاشقی را ببازد می گفت: اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را / به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را. بعد که جلوتر رفت این ادبیات شد: دوستت دارم، I love you  !! ادبیات عاشقی امروز این است!

    برای حل مشکلات مقداری با خدا صحبت کن!

    یکی از بزرگ ترین اندیشمندان فعلی 2014 غرب، اینگونه گفته که صد سال خصوصا بعد از موج رنسانس و تکنوکراسی، تلاش کردیم که تدبیر و عقل را به جای خدا معرفی کنیم. و امروز در قرن بیستم به این نتیجه رسیده ایم که وقتی کسی به ما مراجعه می کند می گوییم برای مشکلاتت زیادی فکر و کار می کنی، مقداری با خداوند صحبت کن!

    موج هفت هزار بانوی آمریکایی که در استادیوم راگبی تقریبا در ده سال پیش که چهار ساعت سجده کردند، گویای این قضیه است؛ هر کس به زبانی صفت حمد تو گوید/ بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه.

    بعد از انقلاب صنعتی و مدرنیته بودن، تازه فهمیده اند قسمتی از زندگی ما مربوط به ارتباط با خداست. ارتباط با منشأیی که مایه آرامش است و باید صحبت کردن با خدا را یاد گرفت.
    شیخ محمد عبده با وجودی که ایشان از فاطمیون مصر هست و شیعه نیست، می گوید: ما به دلیل اینکه امثال علی(ع)، علی بن الحسین(ع)، حسین بن علی(ع) و … را نمی شناسیم، روش صحبت کردن با خدا را خیلی خوب بلد نیستیم. اولین باری که صحیفه را دیدم، تازه فهمیدم چگونه باید با خدا صحبت کرد.

    I love youادبیات عاشقی امروز این است!
    خوشحالیم از این بابت که به عنوان دین تشیع کنار دین های دیگر، متونی که راجع به صحبت کردن با خداوند داریم، با متون همه ادیان دیگر مقایسه کنیم، می بینیم همه مدل صحبت با خداوند تبارک و تعالی در تشیع از زبان معصومین(ع) وجود دارد. آخر صحبت های شخص عارفی را که نگاه می کنی می بینی که می گوید: من قطره ای و ذره ای از دریای صحیفه را آشامیده ام که توانسته ام این صحبت ها را بازگو کنم. مثلا عطار وقتی تذکره الاولیاء را می نویسد و می خواهد مردم را از احوالات عارفان با خدا آگاه کند، اولین عارف را امام جعفر صادق(ع) معرفی می کند.
    سجع و ردیف و قافیه و زیبایی متون مناجاتی ما را که نگاه کنید، متوجه می شوید که هنرمندانه و عاشقانه صحبت می کند. متاسفانه ادبیات عاشقانه در این زمانه بسیار سخیف شده است! زمانی اگر حافظ می خواست نَرد عاشقی را ببازد می گفت: اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را / به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را. بعد که جلوتر رفت این ادبیات شد: دوستت دارم، I love you  !! ادبیات عاشقی امروز این است!

    تضرع هم لطیف است!
    وقتی صحبت ائمه(ع) را با خدا نگاه می کنیم، در عین هنرمندی و لطافت، تضرع هم می کند. تضرعش هم لطیف است! مثلا وقتی می خواهد به خدا بگوید من آدم کثیفی هستم، انقدر هنرمند است که در مناجات شعبانیه می گوید: “إنْ أدْخَلْتَنی النّار أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّی أُحِبُّکَ”.
    – اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُکَ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُکَ وَ أَقْبلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُکَ.
    خدایا! بر پیامبر و دودمان پاکش درود فرست، و آنگاه که تو را می‏خوانم و صدایت می‏زنم، صدا و دعایم را بشنو و اجابت کن،و آنگاه که با تو نجوا می‏کنم، بر من عنایت کن.
    فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْکَ مُسْتَکِینا لَکَ مُتَضَرِّعا إِلَیْکَ رَاجِیا لِمَا لَدَیْکَ ثَوَابِی.
    من از همه به سوی تو گریخته و در پیشگاه تو ایستاده‏ام،در حالی که دلشکسته و نالان درگاه توام و به پاداش تو امیدوار.
    وَ تَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی وَ تَخْبُرُ حَاجَتِی وَ تَعْرِفُ ضَمِیرِی وَ لا یَخْفَی عَلَیْکَ أَمْرُ مُنْقَلَبِی وَ مَثْوَایَ.

    مناجات یا شکایت؟
    آنچه را در دل من می‏گذرد می‏دانی، از نیاز من آگاهی، ضمیر و درونم را می‏شناسی و فرجام و سرانجام زندگی و مرگم از تو پنهان نیست.ادبیاتی که در این فرازهای اول به لحاظ اینکه خیلی خودمانی و مفرد به کار می رود، نشان دهنده این است که معصوم اعتقاد دارد که خداوند در را کاملا باز گذاشته است و شرایطی را هم عنوان می کند. نمی گوید آمده ام و صدای تضرعم را بشنوی، می گوید: “دعایی و ندایی”. و اقبل علیّ؛ من را در آغوش بگیر و ببوس. ادبیات ورود یک بنده در برابر خداوند تبارک و تعالی در مناجات، ادبیات کاملا دل تنگ است.
    شما فرض کنید از بزرگی، دوستی، رفیقی، فرزندی، پدر یا مادری مدتی دور بوده ای و اتفاقا از شما خیلی گله دارد یا اینکه شما گله مندید، چون ممکن است ما از خداوند خیلی گله داشته باشیم و به خاطر بلاهایی که نازل شده و مقصر را به غلط خدا بدانیم و ناراحت باشیم. وقتی بنده می خواهد به سمت خداوند تبارک و تعالی بیاید، اولین چیزی که باید اثبات شود این است که یک دوستی بین ما و خدا وجود دارد که هیچ بلایی، مشکلی در این دوستی خللی وارد نمی کند لذا اولین ادبیات معانقه و مصافحه است. من اصلا با تو دعوایی ندارم، اگر زمانی هم شکایتی داشته باشم، این شکایت است، دعوا نیست! موجب این نشده که دوستی تو را فراموش کنم!
    این مسئول تصریح کرد:از آن طرف هم این اعتقاد وجود دارد یعنی خداوند تبارک و تعالی بارها در احادیث فرموده که با شخص و ذات تو هیچ مشکلی ندارم، مشکل من با برخی از رفتارهای توست. این هم نه اینکه رفتار تو من را اذیت کرده، من رفتار تو را به صلاحت نمی دانم و اذیت می شوی.

    مزه خوش دعا!
    اولین قدم امام به سمت در آغوش کشیدن می رود. “فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ”؛ یعنی یک انگیزه. انگیزه یعنی چه؟ یعنی من امتحان کردم، مزه کردم و چشیدم ولی جواب نداد. از این چیزهایی که چشیده و جواب نداده، به سوی تو فرار کرده ام.
    خیلی از مردم ما، خارج از ایران، مسلمان و غیر مسلمان، برای التیام و آرامش بخشیدن به دردها و آمال های ناکام خود، به دلی مراجعه می کنند و شانه ای برای اشک ریختن پیدا می کنند. برخی به حیوان، کوه، دشت، صحرا، تفریح، خنده، سینما و … پناه می برند که آرامش پیدا کنند. این ها کسانی هستند که وقتی همه ی درها را زدند، ولو دو، سه ثانیه آخر دری را که باید بزنند، پیدا می کنند.
    مثلا کسی که ارتباط سیاهی با خدا دارد، وقتی یک یا الله می گوید ولو با یک نگاه شاکی به آسمان، همین نشان دهنده ی این است که می داند در اصلی آن است اما به دلایل و سوءتفاهماتی، سراغ زدن این در نمی رود!
    حجت الاسلام کریمی بیان کرد: “فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْکَ” می گوید: خداوند فراریان را خریدار است. اتفاقا خداوند کسانی که فرار می کنند را بیشتر خریدار است. آدمی شصت سال است که به قول مولوی همیشه در مقابل قبله ی خیالی دارد نماز می خواند، درحالیکه قبله ی حقیقی، قبله ی عشق است و به این شخص می گوید در این شصت سال چگونه مقیم مسجد بوده ای و در این سال ها درجه ای از عشقت تقویت نشده؟! این چه اقامتی است؟! این چه کنار بودنی است که باعث بالا رفتن محبت نمی شود؟!
    برخی شصت سال فراری بوده اند اما آن دقایقی که بر می گردند، پر از محبت هستند. این قضیه را قبلا شنیده اید که مرحوم مقدس اردبیلی نقل می کند که شخص کثیفی، جانی و فاسدی در اطراف روستای ما در اردبیل بود. مریض شد، تنها بود و حتی زن و بچه اش هم او را رها کرده بودند! در دلش این بود که من در این خانه تنها که جان می دهم، انقدر جنازه ام می ماند که بوی گند می دهد و من را در آشغالدانی می اندازند! با این حساب، زنش که شاهد ماجرا بود گفت که خواسته او را وسط حیات بگذاریم بلکه کسی دلش سوخت و من را جایی خاک کند.

    چرا در آغوش خدا نیستیم؟
    وی ادامه داد: در آخرین لحظه فقط سرش را بالا می کند و به آسمان نگاهی می اندازد و می گوید: یا کریم، ارحم عبدک اللئیم. تو کریمی و من لئیم هستم. همین بازگشت چند ثانیه ای این انسان لئیم با محبت به سمت خدای کریم، یک دفعه زن می بیند غوغایی در کوچه بلند شده و در را باز کرد و دید عالم و بزرگ و عارف شهر همراه با جمعیت، آمده اند و می گویند اینجا چه کسی مرده است؟! گفت: من الان در عالم رویا دیدم که خداوند فرمود: عجله کن، بنده ی ما غریب جان داده و به فریادش برس! بازگشت چند دقیقه ای اما پر از محبت!
    این مسئول گفت: “واقبل علیّ اذا ناجَیْتُک”؛ من را در آغوش بگیر. نگو من را ببخش! یا می بخشد یا نمی بخشد. مشکل اصلی من و شما با خداوند گناهان نیست، سوء تفاهم های عاطفی ماست! ما که گبر و کافر نیستیم و بر علیه خدا شمشیر نکشیده ایم! از جمع مومنان تعجب می کنیم که انقدر دغدغه ی گناهان و شب اول قبر و نرسیدن به طبقات بهشت دارند، انقدر دغدغه ی این را ندارند که چرا در آغوش خدا نیستم؟!!
    کریمی در پایان این مناجات گفت: مشکل اصلی من زمانی است که نسبت به خدا و مظاهرش، خدا و ائمه ی خدا احساس سوء تفاهم کنم اما وقتی دلم تنگ خود خدا شد ، نه دلتنگ بخشش خدا، آن لحظه من مناجات با او را خوب شروع کرده ام.

    انتهای خبر/1007/9110

    برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال تاک پرس در تلگرام شوید.
  • برچسب ها :
  • نظرات کاربران در "ارتباط با خدا قسمت فراموش شده زندگی های امروزی/چرایی تغییر ادبیات عاشقانه"

    نظرات