امروز : سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ برابر است با Tuesday 6 December 2016 | درباره ما | تماس با ما

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

انتخابات | انتخابات قزوین | سایت انتخابات قزوین | اخبار انتخابات شورا قزوین

استانداری قزوین | سایت استانداری قزوین

اخبار بوئین زهرا

اخبار قزوین

خبر قزوین

دانشگاه آزاد بوئین زهرا

شبکه اجتماعی

کلوپ

وبلاگ

  • تاریخ انتشار خبر : شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۴ | کد خبر : 37436
  • مشرق غروب کرد:
    پا به محضر نیایش نهاده، وضوی عشق ساخته، سجاده نیاز گشوده قامت عبودت می بندی و به قصد پاکسازی وجود از ناوجود به مانند راکعین و ساجدین صلاه را با تمام عظمت به جای می آوری

    تاک پرس: شسته و رفته؛ دل کنده ازهیاهوی سرسام برانگیز دل؛ آنجا که گره بر ریسمان دل کور شده و این و آن نیز از مشکل گشایی ات به تنگ می آیند ژرفای اندیشه ات خلوت می طلبد و جانی برای تولدی دوباره برای بازگشت به محضر دنیا؛ غفلت از معنویت عطر خلوص را از عصاره روح برکنده است و گویی فقان آسمان و زمین نور دیده را ستیر کرده است.

    پا به محضر نیایش نهاده، وضوی عشق ساخته، سجاده نیاز گشوده قامت عبودت می بندی و به قصد پاکسازی وجود از ناوجود به مانند راکعین و ساجدین صلاه را با تمام عظمت به جای می آوری…

    سلامی به کربلا…….تا که به شاه خراسان می رسی..

    ناخالصی دل اکنون بیشتر سنگینی به خود گرفته است؛ پریشانی حال در حال سلام به رضا(علیه السلام) قطره زلال را از پهنه مژه ها بر رخ نمایان می کند/کمتر از آنی است که گدایی وجودت آنچنانی رخ می نماید که گلو فشرده شده و بعض، دم و بازدم حیاتت را احاطه می کند.

    یا قریب القرباء…

    جرقه نوری طلایی رنگ از سوی کرانه های خرسان بر قامت گونه ات می تابد و شوق وصل دیوانه وار نهیب رضا رضا شدنت را سر می دهد.

    غصه و رنج و غم زدگی جان با چاشنی اسیری را زودهنگام در کوله ات گذارده؛ حریم طوس هوای دلت را می رباید، ثروت و زرق و برق و کاشانه گذارده به توفیق فصل بهاری شدن جسن و جان راه را پیموده و به شوق پیوستن به مشرق آفتاب از خود بی خود، مست از باده می شوی…

    چشم بر دیدگان خسته و به ستوه آمده از نامردی دنیا خواران نگذاشته ای که سوت اسب های لوکوموتو از نفس باز افتاده و قطار در ایستگاه راه آهن مقصد، حرکت تمام می کند.

    اینک به سرای محبوب ایران زمین رسیده ای؛ صفای پنجره های فولاد، شوق گندم کبوتران؛ صحن جامع، گنبد طلایی و سقاخانه نوید مشهدالرضا(ع) را می دهند.

    پای از ایستگاه آنطرف تر هنوز برنداشته ای لهجه شیرین و گوش نوازی خطابت قرار داده و مدام حاضرند تا لحظه لحظه شوق وصلت را تا حرم کوتاه و کوتاه تر کرده و دلت را به عالم شاه مهربانی شرفیاب کنند.

    غرق در شوری، توقع و حاجت های بسیار هنوز سنگینی اش را بر تو قالب کرده است؛

    وصف هوای حرم شور شیرین امید را به یکباره با مشاهده گنبد طلایی بر پیکره و جسم بی جان و شسته از دنیاایت می ریزد.

    کانون چشمانت به یکباره برق طلایی گنبد را نشانه می رود و از آن سمت سلامی به ساحت رضا(ع) روانه می سازی..

    حلقه های گریه یکی یکی لحظه به لحظه برای وصف ناپذیر شدن دیدار به تو التیام می دهند..

    اینک…چند قدم تا به باب الرضا(ع) کوله ات بر دوش دست بر سینه برابر شاه عالم احترام می کنی و با آرامش روح پا به پا زمین را به عقب می رانی…

    میهمانی دل برای گذر از رنج و غم فرارسید و علی ابن موسی الرضا(علیه السلام) نواده امام کاظم(ع) پذیرایت شد…

    تشنه نوری و به یک باره با گذر از باب رضا(ع) در پهنه وسیع ترین صحن با صفای عالم به مانند قطره ای خود ازخود گم می کنی…

    ثانیه ها از معنا افتاده است و جذابیتی برایت ندارد؛ چونانکه شاه خراسان بارگاه مهربانی اش را برای تو گسترانیده و غم از کناره ات فاصله گرفته است.

    شکست دل اینجا برای آسمانی شدن مهیا گشته است؛ غوطه ور در سرای شگرف رضوی به یک باره پنجره های فولاد را یادت آمده و در صحن انقلاب بغل در بغل ضریح را نوازش می کنی…

    سفر به مشرق خورشید نامی است که جان و روح را به یک باره به خراسان روانه ساخته و در آنجا سکنی می گزیند…

    امام رضا(ع) میهمان کرم مردم ایران زمین با دعوت مأمون عزم خراسان کرد و در این سرزمین ماندنی شد….

    تیر خصم و کینه عباسی اما جام زهر را بر جگر امام سوزاند و نوش انگیز هرگز به جسم و جان امام خوش نیامد…

    امروز آفتاب فتوت سوسوی مغرب گرفته است و رنگ خورشید دگر باره از مشرق ایران زمین رنجور و بی نوا است.

    کاسه انتظار اینبار از سرزمینی به پهنه خراسان لبریز از باده گشته است و تمدن ایران اسلامی از برکت ضامن  آهوان خروشیده است.

    تبسم نگاه زائران حریم امن طوس پیام آور هشت کلید بهشت تا به سر سعادت منزل حقیقی است.

    قطب دلنوازان عاشق از بطن معنویت و خلوص بی تردید در واپسین ساعت ها و دقایق صفر تپش دار تر شده است.

    آری؛ پایتخت صفا و دلدادگی ایران زمین در آخرین روز از ماه صفر به خون گریسته و رنگ رضا رضا در و دیوار خراسان و طوس را آکنده از احساسات پاک و خدایی کرده است.

    غریب نوازی در ضمیر میهمان طوس خفته است و مرغ دل به هوای ضمانتی از رضا(ع) فرسخ های بسیار پای در آتش عشق؛ خود را به صحن و سرای با صفای رحمت و مرحمت طوس می اندازد.

    قاب رضوی با جلای رنگ طلا بوی ایمان می دهد و سراسر دلدادگان حریم توس تشنه مشک پرآب رضا(ع) از گوشه و کنار به یاد مظلومیت فرزند زهرا(س) ناله وفقان سر می دهند.

    نور امامت از شرق سرزمین ولایت امروز سرخم آورد و ماتمی به درازای تاریخ برای مردمانی از سرزمین پارس برجای گذاشته است.

    صحنه هایی از سیه پوشان عزا گرفته از روزها و هفته های دورتر به شوق پنجره های طلایی حرم نواده موسی کاظم«علیه السلام» بال و پر برآورده و به این و آن  زده اند تا روز موعود درست نقطه پایان باب صفر باب رضا(ع) را ببینند

    خیال کبوتران سفید صحن از پنجره دو چشم زائران ایران اسلامی از نقطه به نقطه این خطه شهید داده چشم نواز است.

    ملت وفادار و قدرشناس ایران اسلامی حرم رضوی را جزو لاینفک دین و ایمان دانسته و  گوشه چشم مردم هماره در طول سال به شوق رضا رضا می گرید

    سی ام صفر عزای سوگ خورشید را نیز در میان شهروندان تاکستان پوشانده و دل عزاداران تاکستان در تکایا و هیئت های دلسوختگان وصل به یاد امام هشتم(ع) به خون گریسته است

    همچنانکه سنت برجای مانده طبخ نذری نیز امروز در شهر تاکستان رایج است و این مطلع نمادی بر ولات مداری شهروندان تاکستانی است.

    انتهای خبر/1007/9110

     

     

    برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال تاک پرس در تلگرام شوید.
  • برچسب ها :
  • نظرات کاربران در "سوگ طوس از پر کبوتران تا به در فرشتگان"
    نظرات در مورد » “سوگ طوس از پر کبوتران تا به در فرشتگان”

    نظرات