امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ برابر است با Sunday 4 December 2016 | درباره ما | تماس با ما

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

انتخابات | انتخابات قزوین | سایت انتخابات قزوین | اخبار انتخابات شورا قزوین

استانداری قزوین | سایت استانداری قزوین

اخبار بوئین زهرا

اخبار قزوین

خبر قزوین

دانشگاه آزاد بوئین زهرا

شبکه اجتماعی

کلوپ

وبلاگ

  • تاریخ انتشار خبر : سه شنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۴ | کد خبر : 33302
  • یادداشت:
    زمانه که می گذرد آن دردها و هجوم ها و بازگشت ها که به یاد می آید همه می دانند که نباید این زحمتها و خون ها و خون دل ها به هدر رود، و غم های آنها که در انتظارند افزون تر شود، و باید بگوییم مردان استقامت قبول باشد انتظارتان قبول باشد این رنج ها.

     تاک پرس:هوای آن روزهای سالهای بین 1359 تا 1368  را بیاد می آوری روزهای پر از  تلاش و فعالیت  که با کمبود امکانات دلخوشی بسیار بود  و هر کس که نبوده بهتر است که بپرسد از هر کسی که بوده و در سنی بوده که اتفاقات آن سالها را بیاد داشته باشد بیاد می آورد روزهای شیرین سختی و مشکلاتی را که همه دنیا برای جنگ به ایران تجاوز کرده بودند که مردم سختی شکیده بود چرا که آنها  هر روز و هروز برای فرستادن فرزندان برومندشان به جبهه جنگ و نبرد علیه باطل و برای بیرون راندن آن حیوان وحشی لحظه شماری می کردند

      برای سلامتی و بازگشتشان آنها را از زیر قرآن  رد می کردند و برایشان اسفند به آتش می ریختند و سخت در آغوش می گرفتند شاید این آغوش و دیدار آنها باشد مردمی که هر روز شاهد بمباران و پرپرشدن عزیزان خود بودند مردمی که بعد از خبر شهادت فرزندان خود خبری نداشتند که آیا زنده اند اسیر دژخیمان شده اند و یا جان پاکشان پرپرشده و اسیر خاکند  و بعد سالها تجاوز دشمن بعصی که به ذلت دلیرمردان ایران افتاد مجبور شد آتش بس را با قطعنامه ای در سازمان ملل به تصویب رساند ودست از سر این مردم و تجاوزات  وجنایات بسیاری وحشیانه ای که کرده بود بردارد آن  مردم خسته و آسیب دیده  بعد از  رهایی از  جنگ و هزاران مشکلاتی که در این جا قابل بازگویی نیست بسیار خوشحال شدند.

    سال 69 سالی بود وکه مردم منتظر بازگشت  اولین گروه از اسرای آزاد شده از  از بند صدام کافر بودند جگر گوشه هایشان که  سختی  و درد کشیده هم فراق و هم  زندان بودند  الان اگر کسی به حبس و زندان فکر می کند بسیار درد آور است و همچنین ننگین و عار برای خود فرد خانواده اش است که  هیچ کسی به زندانی بود خود افتخار نمی کند . اما همه در زمان تمام شدن جنگ برای فرزندان اسیر خود دعا می کردند و دیگران به آنها به دیده افتخار  می نگریستد چرا آنها جوانی و زندگی خود را برای وطن خرج کرده بودند.

    مردم بعد از خبر شنیدن آزادی آزادگان برای شوهران و فرزندان و برادران و پدرانی که مویی در حبس رژیم صدام متجاوز سپید کرده بودند اشک شوق ریختن و گریه ها کردند. صدای گریه مادران سختی کشیده هنوز به گوش می رسد. لبخند پدران پیری که گوشه ای از چشمشان قطره ای از اشک به آرامی تکیده است  روزی که همه منتظر ورود آزادگان بودند شهر  چقدر شلوغ بود همه دسته دسته درکنار خیابان ها جمع بودند و بعد سالهای گذشته برای فرزندان و همسران و پدران وبرادران خود زغال آتش آماده کرده بود. وساعت ها را منتظر بودند ساعتهایی که قابل مقایسه با  سالهای اسارت نبود شاید سالهای اسارت بسیار کوتاه تر است ساعتی بود کخ آنها در آنجا به  انتظار برای بازگشت عزیزان خود ایستاده بودند  و این شوق  انتظار است شوقی که قلبهایشان  را به هیجان می آورد

    شاید قلبهایشان طوری می ثپید که انگار  از حلقومشان خارج می شد که باعث می شد  بعضی شاید به استقبال آنها در مرز کشور و بیابان پرواز  می کردند.این هیجانها ادامه داشت تا اینکه ..ناگهان سایه ای دور از اتوبوس نمایان شد همه چشم ها پر از حلقه های اشک و خنده ها تبدیل به بغض ها شد این هنگام بود همه دست ها به سمت اسفند می رفت تا آن  زغالهای  آتشین را با آن مزین کند وبوی اسفند در هوا می پیچید و انگار که هوا مقدس می شد اتوبوس ها که نزدیک می شد دست های آزاد  آزادگان نمایان تر می شد و حول و هیجان مردم بیشتر می شد در میانه راه برخی دربهای اتوبوس ها باز می شد چرا که عزیزان خود را از پشت پنجره اتوبوس می دیدند و صدا می زدند وکه با  قیافه ای غریبانه و آرام تا عزیزان خود را می افتند از درب اتوبوس برای آغوش گرفتن و بوسیدن پدران و مادران خود که سالها آرزوی دیدار آنها را داشتند هجوم می آوردند.

    به آنها که می رسیدند دیگر اشک فرصت گرفته بود و امانشان نمیداد موجوداتی مقدس و غریب که دوری از خاک وطن بر دردهای آنها افزوده بود حتما قبل از بوسیدن روی عزیزان خود بوی  خاک وطن خود را استشمام کرده اند و برای بوسیدن آن خاک هجوم برده اند چرا که هیچ جا خانه آدم نمی شود  مبارک باشد این وصال بعد از این هجران طولانی مبارک باشد. اتوبوس ها خالی شدند و خانواده های آزادگان با آنها به خانه هایشان رفتند و هنوز کسانی در گوشه خیابان به چشم می خورند که منتظر عزیزان خود هستند که آنها نیز بازگردند شاید اکنون آنها دیگر منتظر نیستند و عزیزان خود را یافته اند  و به آنها رسیده اند .

    زمانه که می گذرد آن دردها و هجوم ها و بازگشت ها که به یاد می آید همه می دانند که نباید این زحمتها و خون ها و خون دل ها به هدر رود. و  غم های آنها که در انتظارند افزون تر شود، و باید بگوییم مردان استقامت قبول باشد انتظارتان قبول باشد این رنج ها.

    ومن الله التوفیق

     

    برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال تاک پرس در تلگرام شوید.
  • برچسب ها :
  • نظرات کاربران در "مردان استقامت انتظارتان قبول باشد"

    نظرات