امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ برابر است با Saturday 10 December 2016 | درباره ما | تماس با ما

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

انتخابات | انتخابات قزوین | سایت انتخابات قزوین | اخبار انتخابات شورا قزوین

استانداری قزوین | سایت استانداری قزوین

اخبار بوئین زهرا

اخبار قزوین

خبر قزوین

دانشگاه آزاد بوئین زهرا

شبکه اجتماعی

کلوپ

وبلاگ

  • تاریخ انتشار خبر : سه شنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۴ | کد خبر : 31499
  • ارتباط با خدا/قسمت چهارم
    یکی از معدود چیزهایی که بر مومن واجب است، دفاع از آبروی مؤمن است. دفاع از آبروی مؤمن یعنی غیر از اینکه آبرویت برای خودت مهم است، آبروی بقیه هم مهم و واجب شرعی است. یعنی اگر نسبت به مؤمنی دفاع نکنی، همان لحظه مرتکب حرام شده ای و مقدار زیادی از اعمالت هم از بین رفته است.

    به گزارش تاک پرس، حجت الاسلام کریمی تصریح کرد: متاسفانه جدیداً سطح توقعمان را پایین آورده ایم و می گوییم مؤمنین آبروی هم را نبرند، نمی خواهد از هم دفاع کنند‍! ببین، کار جامعه به کجا رسیده؟! تو شَر مرسان، دهنت را ببند، برادرت را ذلیل و خوار نکن، آبروی خواهرت را نبر، نمی خواهد دفاع کنی! این تازه مربوط به جامعه ایمانی ما است یعنی بیشتر توصیه های اخلاقی امروز ما به جامعه ایمانی این است که بیزحمت حرف نزنید!!! درحالیکه حقیقت ایمان چه می گوید؟ حقیقت می گوید باید برای آبرو اقدام کرد.

    اما شرایط مومنین در دنیا چیست؟
    – اولین شرط:
    کسانی که نسبت به گناه جرأت دارند، نباید روی ستاریت خداوند حساب کنند! جرأت یعنی چه؟ یعنی این شخص هر اتفاقی بیفتد، برایش اهمیتی ندارد و بر انجام گناه جرأت دارد. جلوتر که می رود، به گناه هم افتخار می کند! اگر من و شما از موضع ضعف گناه کرده باشیم، اینجا می توانیم بر روی ستاریت حساب کنیم. اگر از موضع جرأت باشد، مقداری مشکل پیدا می شود.
    – دومین شرط:
    “اتّقوا عَن مَواضع التّهم”. بعضی مواقع شخص برای آبروی خودش ارزش قائل نمی شود که از موضع تهمت خودش را دور کند یا فاصله بگیرد. وقتی این اتفاق می افتد، خدا می گوید: این شخص دلش برای خودش نمی سوزد، من تا حدی ستاریتم را رقیق می کنم تا حداقل به خودش بیاید! مثلاً یکی از بچه های کانون به من می گفت، نماز شب می خوانم اما پدرم همه جا می گوید من نماز نمی خوانم! بین فامیل نشسته، سر و صدا و داد و بیداد که بچه ام کافر و ملحد است! درحالیکه من هر شب نه، ولی دو سه شب در هفته را حتماً نماز شب می خوانم. توسل دارم، قرآن می خوانم، برای خودم قرآن همراه جیبی دارم،
    جلسه می آیم و گریه کن هستم.
    حدس زدم مشکلش چیست! گفتم: این لباسی که پوشیده ای نشان می دهد که شما نماز می خوانی؟ گفت: به لباس که نیست! گفتم: راست می گویی. بعد گفتم: رفقایت چطور؟ گفت: اغلبشان نمی خوانند، بعضی اوقات خلاف هم می کنند، عرق و بساطی دارند! گفتم: پس آن ها نماز شب نمی خوانند. گفت: نه اصلاً در این خط ها نیستند! گفتم: الان سه، چهار سؤال کردم، عزیز من این لباست، این موهایت، این هم رفقایت هستند! مگر پدر شما علم غیب دارد که از قلبت کشف کند بچه خوبی هستی؟!
    مردم به ظاهر چشم می دوزند و عقلشان به چشمشان است. توقع داری مثلاً پدرت امام صادق(علیه السام) باشد و بفهمد که شما باطن نورانی داری و نماز شب می خوانی؟! دارد قیافه ات را نگاه می کند، فکر می کند پسرش لا ابالی است. این چه می شود؟ می شود موضع تهمت. دوری از موضع تهمت یعنی انسان بگوید من دوست دارم خوب باشم، خوب هم می مانم، برایم مهم نیست که مردم چه کنند، خدا در اینجا می گوید ستاریت من مقداری رقیق می شود و می گویم باید آبرویت برای خودت، بیشتر از بقیه مهم باشد.

    پرانتز باز می کنیم: یک زمانی می گویند ریای ممدوح، نه، اصلاً کلمه ریا بار منفی دارد و این غلط است.
    » تظاهر دو مدل است
    – تظاهر بد که ریا می شود.
    -تظاهر ممدوح. تظاهر ممدوح واجب است.
    یعنی اگر احساس کردی پدرت فکر می کند که نماز نمی خوانی، بر شما واجب است جلوی پدرت نماز بخوانی. بعضی وقت ها اظهارات دینی واجب می شود.
    ریا چه می شود؟ ریا این است که به جلسه امام حسین(علیه‌السّلام) می آیی و به سر خودت می زنی تا ملت ببینند و بگویند چه آدم خوبی است! تظاهر ممدوح چه می گوید؟ می گوید اگر می توانی در خانه ات بر سر بزنی، گریه کنی و مناجات بخوانی اما می بینی در جلسه ای باشی که بر عظمت جلسه می افزاید یا باعث تبلیغ می شود، آن حال خوب را رها کنی بروی و وسط خیابان گریه کنی، ما  به این تظاهر ممدوح می گوییم، نه ریای خوب! اصلا ریای خوب وجود ندارد!
    یکی از بساط ها همین است که شخص آبرویش، برای خودش هم، مهم نیست! یا اینکه اصلاً احساس بیخیالی می کند. بعضی ها فکر می کنند از زهد یا از عرفانش است که می گوید زیاد مهم نیست مردم راجع به من چه فکری می کنند، نه، بر تو واجب است ظواهری که باعث حفظ شدن آبرویت می شود را، حفظ کنی.

    – سومین شرط:

    یکی از معدود چیزهایی که بر مومن واجب است، دفاع از آبروی مؤمن است. دفاع از آبروی مؤمن یعنی غیر از اینکه آبرویت برای خودت مهم است، آبروی بقیه هم مهم و واجب شرعی است. یعنی اگر نسبت به مؤمنی دفاع نکنی، همان لحظه مرتکب حرام شده ای و مقدار زیادی از اعمالت هم از بین رفته است.
    -باز پرانتز باز می کنم:
    جدیداً سطح توقعمان را پایین آورده ایم و می گوییم مؤمنین آبروی هم را نبرند، نمی خواهد از هم دفاع کنند‍! ببین، کار جامعه به کجا رسیده؟! تو شَر مرسان، دهنت را ببند، برادرت را ذلیل و خوار نکن، آبروی خواهرت را نبر، نمی خواهد دفاع کنی! این تازه مربوط به جامعه ایمانی ما است یعنی بیشتر توصیه های اخلاقی امروز ما به جامعه ایمانی این است که بیزحمت حرف نزنید!!! درحالیکه حقیقت ایمان چه می گوید؟ حقیقت می گوید باید برای آبرو اقدام کرد.
    نزد بزرگترین عرفا که می روی و درخواست توصیه می کنی که مثلاً بنده پسر یا دختر خوب و مؤمنی هستم، روی دهانش دست می گذارد و می گوید: دهانت را ببند! یعنی کار ایمان به اینجا رسیده است که امروز از زبان و دهان ما اصلاً احتمال خیر نمی رود!!! حتی خدمت پیغمبر(صل الله علیه و آله) که می رود و می گوید: چه کار باید بکنم؟ می گویند: نود و هفت درصدش دست این دهان است، آن را ببند! برادرها، دقت می کنید؟ خواهرها که الحمدلله معمولاً، دُرّ و گوهر می بارد! ولی حقیقت در بحث آبرو می گوید اگر آبروی جامعه دینی برای تو مهم نباشد، ستاریت خداوند رقیق می شود.
    در جامعه ای که می بینی هتاکی ها سریع لو می رود! در جامعه ای که می بینی گناهان سریع روی بورس می آید! در جامعه ای که بلوتوث های آبرو بر سریع پخش می شود! این به چه چیزی بر می گردد؟ به این بر می گردد که حساسیت جامعه، نسبت به آبروی دین و جامعه دینی پایین آمده و خداوند می گوید جامعه این کار را کرد، من هم ستاریتم را رقیق می کنم.

    – چهارمین شرط و نکته آخر:
    قبلاً هم در بحث ستاریت، این تذکر را داده ام. یکی از ستارهای مهم خود شما هستید یعنی چه؟ یعنی برادر من، خواهر من سفره دلت را برای هیچ کس باز نکن. بنده در کل جامعه ایران که می شناسیم و می خواهم اعتماد کنم تا به کسی سرّی را بگویم، یک نفر را می شناسم که دستم به او می رسد تا سرّم را بگویم و خیالم راحت است که این شخص امین است، آقا حجت بن الحسن العسکری(عج) است! چرا؟ برای اینکه مردم ما بر اعصابشان کنترل ندارند! در آرامش و محبت خیلی خوبند اما کوچکترین فشار روی کسی بیاید، اولین کاری که می کند پمپ مخزن اسرار را باز می کند!
    یعنی تا فشار آب بالا می زند، اولین چیزی که این فشار را متعادل می کند، باز شدن همین مخزن اسرار است! در روابط عاشقانه و عاطفی خیلی خوب هستند، حتی زن و شوهرها، عالی هستند، احساسات خیلی قوی پیدا می کنند که اعتماد کنند. اسراری که فکر می کنی پخش شود برای آبروی تو مضر خواهد بود، اگر خواستی فقط به امام زمان(عج) می توانی بگویی. اگر دسترسی به مقام معظم رهبری(حفظه الله) هم بود، بله، دیگر تمام! یعنی در دفتر رهبری(مد ظله) هم، به کسی نگو. این توصیه مال چیست؟ دستور امام صادق(علیه‌السّلام) است که می‌فرمایند: غیر از امام، هیچ کس امین اسرار شما نخواهد بود!
    در عالم رفاقت و مردانگی کنار همدیگر بوده اند، بعد مشکلی پیش می‌آید، طرف بین خانواده‌اش پخش می کند، تا به حال صد هزار بار اتفاق افتاده! بین زن ها که الی ما شاء الله!  چون زن ها خیلی زود آمپرشاون بالا می‌رود، تا آمپر هم بالا می‌رود اولین چیزی که باز می کنند، مخزن اسرار رفیق است! این خودش فلان است!
    احساس می‌کنی اگر این سرّ گفته شود، آبرویت رفته، اگر اینجا شما سرّ را فاش کردی، امام صادق(علیه‌السّلام) می‌فرمایند: اولین کسی را که ملامت می‌کنی، خودت باشد! هیچ امینی وجود ندارد، در حالت های احساسی قوی با هم دوست هستید، کنار آب دریا نشسته اید و همه چیز ردیف است، در اولین دعوا سر مخزن می‌پَرد!
    بزرگترها حتماً می‌دانند، برادر، خواهرهای کوچکتر، دانش آموزها دقت کنند، اسرارتان را برای خودتان حفظ کنید. آبرویتان را به حراج نگذارید. هیچ رفیق امینی در عالم پیدا نمی‌کنید!

    انتهای خبر/1007/9110

    برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال تاک پرس در تلگرام شوید.
  • برچسب ها :
  • نظرات کاربران در "چرا دفاع از آبروی مؤمن واجب است؟"

    نظرات