امروز : جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ برابر است با Friday 9 December 2016 | درباره ما | تماس با ما

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

سایت اخبار استان قزوین | اخبار قزوین

انتخابات | انتخابات قزوین | سایت انتخابات قزوین | اخبار انتخابات شورا قزوین

استانداری قزوین | سایت استانداری قزوین

اخبار بوئین زهرا

اخبار قزوین

خبر قزوین

دانشگاه آزاد بوئین زهرا

شبکه اجتماعی

کلوپ

وبلاگ

  • تاریخ انتشار خبر : دوشنبه ۱۵ تیر ۱۳۹۴ | کد خبر : 31463
  • ارتباط با خدا - قسمت سوم
    حجت الاسلام کریمی در ادامه بحث ارتباط با خدا می گوید:همه می بینند، اصلاً چشم برای دیدن لازم نیست، همه چیز مجسم و مجرد است تلاشی که ما در دنیا برای حفظ آبرو می کنیم، نسبت به تلاشی که باید برای حفظ آبرو در قیامت بکنیم باید خیلی بیشتر باشد. در آنجا همه چیز کاملاً مشخص است، آن چیزی که در سینه ها پنهان است مشخص است. اگر بخواهد بساط پرده دری الهی ایجاد بشود، هیچ مَفرّی نیست!

    به گزارش تاک پرس حجت الاسلام مرتضی کریمی در سلسه سخنرانی خود در ماه مبارک رمضان با موضوع ارتباط با خدا تصریح کرد:در آخرت هر چه هست، با دنیا خیلی متفاوت است ستاریت خداوند در آخرت خیلی عمیق تر از دنیاست.،یعنی خداوند اینقدر در ستاریت جلو می رود که خودت هم دیگر گناهانت را به یاد نمی آوری، این میزان عمق ستاریت خداوند در آخرت است که اینجا اینگونه نیست. یعنی اینجا نود سال هم که عمر کنی، گناهان ده، پانزده سالگی ات کاملاً در خاطرت است.

    إِلَهِی لَمْ یَزَلْ بِرُّکَ عَلَیَّ أَیَّامَ حَیَاتِی فَلا تَقْطَعْ بِرَّکَ عَنِّی فِی مَمَاتِی.
    خدایا! همواره در طول زندگی، از لطف و احسانت ‏برخوردار بوده‏ ام، پس از مرگ هم، لطف خویش از من دریغ مدار.
    إِلَهِی کَیْفَ آیَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِکَ لِی بَعْدَ مَمَاتِی وَ أَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِی [تُولِنِی‏] إِلا الْجَمِیلَ فِی حَیَاتِی.
    خدایا! چگونه مایوس باشم از اینکه پس از مرگ هم نگاه لطف و احسان تو بر من خواهد بود، در حالی که در طول حیاتم، با من جز احسان و نیکی نکرده‏ ای.
    إِلَهِی تَوَلَّ مِنْ أَمْرِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ.
    خدایا! کار مرا آنگونه به سامان برسان که تو سزاوار آنی(نه آن سان که من در خور آنم).
    وَ عُدْ عَلَیَّ بِفَضْلِکَ عَلَی مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ.
    و با بزرگواریت، به من عنایت کن، بر گناهکاری که در لجه جهل خویش فرو رفته است.
    إِلَهِی قَدْ سَتَرْتَ عَلَیَّ ذُنُوبا فِی الدُّنْیَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَی سَتْرِهَا عَلَیَّ مِنْکَ فِی الْأُخْرَی.
    در دنیا گناهانی را بر من پوشانده‏ای که در آخرت، نیازمندترم که پرده پوشش خود را بر آنها افکنی.

    یکی از بزرگان صحابه آقا امیرالمؤمنین(علیه‌السّلام) در جنگ صفین نقل می کند و می گوید دیدم بنده خدایی از راه آمده و چیزی به همراه ندارد. می گوید آمده ام برای علی(علیه‌السّلام) شمشیر بزنم. گفتم: شمشیرت کجاست؟ گفت: شمشیر ندارم، فقط آمده ام بزنم. به او شمشیر دادم. گفتم: زره هم نداری؟ گفت: زره هم ندارم. این هم زره. با چه چیزی می خواهی بروی؟ گفت: با اسب که اسب هم ندارم. این هم اسب. زره و اسب را هم دادیم.
    وسط جنگ دیدیم یک آدمی با اسب با سرعت از کنارمان رد می شود و می رود و باز ده دقیقه ی دیگر با سرعت از این طرف می رود! می گفت لشکریان ما و معاویه به این زیاد نگاه نمی کردند چون از این طرف میدان به تاخت تا آن طرف می رفت، باز دوباره از آن طرف به تاخت به این طرف می آمد. بعد از شش، هفت بار رفتن، گفتم چه کار می کنی؟! برای چه شمشیر نمی زنی؟ گفت: این اسب چطوری می ایستد؟! اسب سواری هم بلد نیست!
    خدا به این کمک نمی کند. آخر سر به او گفتیم شما نمی خواهد زحمت بکشی، یک اسبی هم گرفته ای برو دنبال کارت. گفت: نه، من این همه راه آمده ام که جهاد کنم. اصلاً تو این کاره نیستی! گفت: محال است، باید جهاد کنم. گفت قرار بود جاسوس و اسیری را بکشیم، گفتم برو پشت خاکریز او را با شمشیر بکش. دیدیم گوشش خونی شده، اسیر هم نیست! گفتیم چه اتفاقی افتاد؟ گفت: اسیر به من گفت قبل از اینکه من را بکشی، بیا در گوشت چیزی بگویم. گوشم را گاز گرفت! همینطوری که گوشم در دهانش بود، شمشیرم را گرفت و طناب دستش را پاره کرد و رفت! مرد بود که من را نکشت!

    قدرت خداوندی!
    این ها را برای این می گویم که میزان دخالت مِهر و قدرت خدا در زندگی امروز ما، قیاس خوبی برای اینکه رفتار خدا را در قیامت بفهمیم، نیست. خدا آنجا بساط دیگری دارد. ورودش در اینجا ده درصدی است اما ورودش در آخرت صددرصدی است. وقتی آدم اینگونه فکر می کند، می گوید من اینجا از خداوند رحمت کوچک مثلاً یک کیلویی ببینم، نشان دهنده این است که می خواهد در قیامت میلیاردها تُن رحمت، خرج کند.
    در اینجا این نکته را می گوید که وقتی در دنیا از تو زیبایی می بینم، حتماً در آخرت خیلی بالاتر است. البته در جمع های مؤمنین و برای تائبین اینگونه است. اصلاً رفتار تو در قیامت با الان، قابل مقایسه نیست. آنجا بساط دیگری است و دلیلش هم این است که اینجا دست من را باز گذاشته ای و فرمان دویدن داده ای، و آنجا دست من را می بندی. وقتی دست بسته در اختیار تو هستم، حتماً رفتارت در قیامت با من فرق می کند.
    از همین استدلال حضرت امام(ره) ادامه می دهند که: “تَوَلَّ من أَمْرِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ، وَ عُدْ عَلَیَّ بِفَضْلِکَ عَلَی مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ”.
    فقط یک شرط لازم دارد، شرطش چیست؟ که اگر اینجا من خطایی کردم، گناهی مرتکب شدم، دلیلش جهل باشد. عده ای جهل را اینگونه معنا می کنند که نمی داند گناه است. اگر نمی داند گناه است، پس گناه نکرده. کسی که نمی داند گناه، گناه است، اصلاً عقاب ندارد و نیازی به توبه نیست.

    چرا جهل؟
    جهل یعنی کسی که فریب گناه را خورده است. کسی هست عمداً گناه می کند، کس دیگری فریب گناه می خورد. فریب گناه، انواع مختلف دارد؛ یک درجه اش این است که مثلاً شخص گمان می کرده با این گناه می تواند به قسمتی از دنیا برسد و نمی دانسته مالک اصلی خداوند است. به خدا گفته من این گناه را می کنم و برایم می صرفد. نگفته گناه بد یا خوب است، گفته این گناه را انجام بدهم، می صرفد. این دروغ را می گوییم، این پله را رد می کنیم. این یکی از بساط جهل است.
    جهلی که اینجا به آن اشاره شده، جهل به این نیست که بگوییم گناه را نمی شناخته، جهل به این است که خدا را قشنگ نمی شناسد، توحیدش تکمیل نیست بعد استدلال هایی را جور می کند و این گناهان کف را انجام می دهد. ضد این چیست؟ کسی است که عمداً از سر عناد و جرأت، با شناخت کامل مرتکب گناه می شود. می گوید تو اصلاً قدرت نداری بر طرف کنی، تو اصلاً نیستی که ببینی! ما به این ها انکار می گوییم و وقتی انکار در کار می آید، وضعیت خیلی خراب می شود.
    باز با همان استدلال اولیه که امام داشتند، قسمت بعدی را اضافه می کنم؛ ” إِلَهِی قَدْ سَتَرْتَ عَلَیَّ ذُنُوبا فِی الدُّنْیَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَی سَتْرِهَا عَلَیَّ مِنْکَ فِی الْأُخْرَی.در دنیا گناهانی را بر من پوشانده‏ای که در آخرت، نیازمندترم که پرده پوشش خود را بر آن ها افکنی.
    باز هم اینجا پوشاندن گناهان نزد خدا در دنیا، درصدی است یعنی تمام هم و غمش را نمی گذارد که گناهان پوشیده بماند، لذا خیلی از گناهان در دنیا افشا می شود. اگر درصدی بگیریم، درصد بالایی از گناهان بالاخره در دنیا افشا می شود. یا کسی می فهمد یا جهانی یا ملی یا شخصی می شود. می بینم در میان گناهانی که انجام می دهم، درصد زیادی از آن ها را می پوشانی با اینکه بنا نداری درصد زیادی دخالت کنی، این درصد کمی که دخالت می کنی مقدار زیادی از گناهان من را می پوشاند!

    عظمت خداوند!
    یعنی اینقدر ستاریت خداوند عظیم است که یک قسمت و نیم پرده اش، درصد زیادی از گناهان خلق را پوشش داده که امام صادق(علیه‌السّلام): “لَوْ تَکاشَفْتُم ما تَدافَنْتُم” اگر کشف اتفاق می افتاد، همدیگر را دفع نمی کردند. وقتی اینگونه است: “أَنَا أَحْوَجُ إِلَی سَتْرِهَا عَلَیَّ مِنْکَ فِی الْأُخْرَی”. اتفاقاً در دنیا بساطی است که انسان می تواند فرار کند. مثلاً گناهی لو می رود و آدم آن را می پیچاند. مردم فراموش می کنند، حافظه ی دنیا و عموم مردم کوتاه مدت است و همه چیز زود فراموش می شود. فراموش نمی شود؟ شهر دیگری زندگی می کنم. نمی شود؟ گمنام می شوم.
    نمی شود؟ به کشور دیگری می روم، بالاخره کاری می شود کرد و در دنیا با بی آبرویی زندگی کرد اما در آخرت دیگر مجرد است و فراموشی وجود ندارد.

    چشم برای دیدن لازم نیست!
    همه می بینند، اصلاً چشم برای دیدن لازم نیست، همه چیز مجسم و مجرد است. بعد چه اتفاقی می افتد؟ اگر یکی از گناهان من در روز قیامت افشا شود، دیگر نمی شود جمعش کرد! آنجا احتیاج خیلی بیشتر است. تلاشی که خیلی از ما در دنیا برای حفظ آبرو می کنیم، واقعاً نسبت به تلاشی که باید برای حفظ آبرو در قیامت بکنیم، باید خیلی بیشتر باشد. در آنجا همه چیز کاملاً مشخص است، اعمال نه، نیّات کاملا مشخص است. “تعلمُ خائنه الاعین و ما تخفی الصّدور” آن چیزی که در سینه ها پنهان است مشخص است. اگر بخواهد بساط پرده دری الهی ایجاد بشود، هیچ مَفرّی نیست!
    در اینجا استدلال امام چیست؟ می گوید اینکه اینجا من توانسته ام برای گناهم کاری بکنم، بالاخره تو خیلی پوشانده ای. اصلاً به کریم نمی آید آنجایی که من نمی توانم کاری بکنم، ستاریت نکند! من آنجا کسی را ندارم یعنی امام حتی برای استغفار از یک موضعی جلو می رود که این موضع، قوت خدا را در بحث رحمت نشان می دهد.
    ستاریت خداوند تبارک و تعالی در دنیا و آخرت چگونه است؟
    در آخرت هر چه هست، با دنیا خیلی متفاوت است و به این کاری نداریم. ستاریت خداوند در آخرت خیلی عمیق تر از دنیاست. یعنی چه؟ یعنی خداوند اینقدر در ستاریت جلو می رود که خودت هم دیگر گناهانت را به یاد نمی آوری، این میزان عمق ستاریت خداوند در آخرت است که اینجا اینگونه نیست. یعنی اینجا نود سال هم که عمر کنی، گناهان ده، پانزده سالگی ات کاملاً در خاطرت است.

    برای دریافت مهمترین اخبار عضو کانال تاک پرس در تلگرام شوید.
  • برچسب ها :
  • نظرات کاربران در "چشم برای دیدن لازم نیست، همه چیز مجسم است"

    نظرات